محمد موسوى بجنوردى
6
مقالات اصولى ( فارسى )
2 . تحريف آيا در كتاب عزيز تحريفى صورت پذيرفته است ؟ آيا قرآنى كه نزد ماست همان است كه بر پيامبر اكرم نازل شده است ، بدون هيچ نقيصهاى ؟ يا تحريفاتى در آن پيش آمده است ؟ طرح تحريف برمى - گردد به « صحيح بخارى » و « صحيح مسلم » . در « صحيح بخارى » و « صحيح مسلم » دو روايت نقل شده است . در « صحيح بخارى » روايتى از عمر ، و در « صحيح مسلم » از عايشه نقل مىشود : در « صحيح بخارى » آمده است كه عمر معتقد است در « قرآن » راجع به رجم آيهاى بوده است و در زمان ابو بكر - كه به دستور وى زيد بن ثابت « قرآن » را - جمعآورى مىكرد - هر آيهاى را كه دو شاهد عادل شهادت مىدادند وارد مىكرد ؛ و چون در اين مورد عمر به تنهايى گواهى داد ، آنچه گواهى داد ، وارد قرآن نشد « 4 » . در « صحيح مسلم » نيز از عايشه نقل مىشود كه در آيهء « قرآن » در باب رضاع به ده رضعه ، يعنى ده مرتبه شير دادن بچه ، اشاره شده است . بعد ، روايت مىگويد كه اين آيه با آيهء ديگرى متضمن پنج رضعه نسخ شد ، اما پيامبر وفات كرد و اين آيه وارد در « قرآن » نشد و همان ده رضعه باقى ماند . « 5 » پس ، آيهء كنونى همان نيست كه بايد باشد . در « اصول كافى » نيز رواياتى كه دلالت بر تحريف دارد هست ، بدون آنكه اظهارنظرى دربارهء آن شده باشد . برخى مانند ابو زهره به مرحوم كلينى ( ره ) حمله كردهاند كه ايشان قائل به تحريف « قرآن » است و كار را به مرحلهء تكفير رساندهاند « 6 » حال آنكه همين سنخ روايات در « صحيح مسلم » و « صحيح بخارى » هم هست . اما رواياتى كه كلينى ( ره ) نقل كردهاند خودشان معتقد به تحريف نبودهاند . ما در بحث روايات گفتيم به هنگام تعارض دو خبر ، اگر خبرى قطعى الصدور بود ، يا از حيث تواتر يا امارات و قرائن صدق در مرتبهء آنها بود ، روايتى كه قطعى الصدور نباشد ، در برابر آن تاب مقاومت ندارد . در اينجا روايات متواتره و امارات قطعيه داريم كه كتاب
--> ( 4 ) « الاتقان » ، ج 1 ، ص 60 . ( 5 ) « صحيح مسلم » ، ج 4 ، ص 167 . ( 6 ) « الامام زيد » ، ص 351 .